مقدمه: پروتکل تمرینی استوپایکس با هدف بهینهسازی کنترل عصبی–عضلانی، تقویت حس عمقی و اصلاح الگوی فرود طراحی شده است. با وجود اثربخشی این پروتکل، شواهد نشان میدهد که محدودیت حرکتی مچ پا میتواند مانع عملکرد بهینه شود؛ ازاینرو، افزودن تمرینات موبیلیتی مچ پا بهعنوان مداخلهای مکمل برای تسهیل مکانیک زنجیره حرکتی مطرح است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر تمرینات استوپایکس با و بدون تمرینات موبیلیتی مچ پا بر شاخصهای حس عمقی و الگوی فرود در فوتبالیستهای نوجوان مبتلا به والگوس پویای زانو انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفیشده روی ۳۰ فوتبالیست پسر ۱۲–۱۴ ساله با والگوس پویای زانو اجرا شد. پس از بررسی معیارهای ورود/خروج و اخذ رضایت، شرکتکنندگان بهطور تصادفی در دو گروه ۱۵ نفری استوپایکس (کنترل) و استوپایکس+موبیلیتی مچ پا (تجربی) قرار گرفتند. ارزیاب نسبت به گروهبندی کور بود. هر دو گروه به مدت ۸ هفته، هفتهای ۳ جلسه تمرین کردند (۲۵ تا ۴۰ دقیقه بر اساس پیشرفت). پروتکل استوپایکس شامل دویدن، تعادل، پلایومتریک و تقویت اندام تحتانی و مرکزی بود. گروه تجربی پیش از تمرین، ۱۵ دقیقه تمرینات موبیلیتی مچ پا (رهاسازی مایوفاشیال، کشش پویا، دورسیفلکشن و تمرینات مقاومتی با باند) انجام دادند. حس عمقی زانو با آزمون بازسازی زاویه (هدف ۴۵ درجه) و الگوی فرود با سیستم LESS ارزیابی شد. دادهها با آنالیز کوواریانس درversion 16 SPSS تحلیل شدند (سطح معناداری ۰٫۰۵).
نتایج: هر دو پروتکل باعث بهبود معنادار حس عمقی و مکانیک فرود شدند. بااینحال، گروه ترکیبی در مقایسه با گروه استوپایکس تنها، بهبود بیشتری در حس عمقی (P=0.039) و کاهش خطاهای فرود (P=0.001) نشان داد. نتیجهگیری: اگرچه استوپایکس بهتنهایی مؤثر است، ترکیب آن با تمرینات موبیلیتی مچ پا دستاوردهای عملکردی بیشتری ایجاد میکند. این بهبود احتمالاً ناشی از اصلاح زنجیره حرکتی و کاهش محدودیتهای بیومکانیکی مچ پا بوده و به کاهش والگوس پویای زانو کمک میکند. بنابراین، رویکرد تلفیقی عصبی–عضلانی و موبیلیتی مچ پا بهعنوان استراتژی جامعتر برای پیشگیری از آسیبهای اندام تحتانی در فوتبالیستهای نوجوان توصیه میشود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
فیزیولوژی ورزش دریافت: 1404/11/13 | پذیرش: 1405/2/23 | انتشار: 1405/6/15