مقدمه
اضافهوزن و چاقی بهعنوان یکی از چالشهای عمده بهداشتی در جوامع مدرن شناخته میشود و میتواند به بروز بیماریهای مزمن متعددی از جمله دیابت نوع 2، بیماریهای قلبی-عروقی و اختلالات متابولیک منجر شود. در این راستا، تمرینات ورزشی بهویژه تمرینات مقاومتی، بهعنوان یک ابزار مؤثر در مدیریت وزن و بهبود سلامت عمومی مورد توجه قرار گرفتهاند. تمرینات مقاومتی نهتنها به تقویت عضلات کمک میکنند، بلکه میتوانند تأثیرات مثبتی بر وضعیت التهابی بدن نیز داشته باشند (1). وضعیت التهابی با درجه پایین مزمن، افزایش سطح سیستمیک واسطههای التهابی در مقایسه با افراد سالم، بهعنوان یک ارتباط محوری بین عدم فعالیت بدنی و ایجاد بیماریهای مزمن، مانند بیماریهای قلبی عروقی، دیابت نوع 2 و انواع خاصی از سرطانها شناخته میشود (2). یافته ها نشان میدهند که التهاب در پاتوژنز اختلالات متابولیک ناشی از چاقی بسیار مهم است. (3). تغییر شیوه زندگی با افزایش سطح فعالیت بدنی، در کنترل وزن و کاهش التهاب مفید خواهد بود (4). بررسی اثرات ورزش بر سیتوکینهای پیش التهابی pro-inflammatory cytokines ایترلوکین – 6(IL-6 ) interleukin-6 (IL-6)، ایترلوکین – 1بتا (IL-1β) interleukin-1 β (IL-1 β) و فاکتور نکروز تومور tumor necrosis factor (TNF) موارد مورد توجه محققان بوده است. یکی از روشهای جدید در تمرینات مقاومتی، تمرین با محدودیت جریان خون Blood flow restriction (BFR) است. این روش به دلیل افزایش سطح هورمونهای آنابولیک و کاهش خستگی عضلانی، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. مطالعات نشان دادهاند که تمرینات مقاومتی با BFR میتوانند تأثیرات مثبتی بر روی سطوح سایتوکاینهای پیشالتهابی داشته باشند. بهعنوان مثال، تحقیقاتی که توسط تاکارادا و همکاران Takarada et al و پترسون و همکاران Patterson et al انجام شده است، نشان میدهد که این نوع تمرینات میتوانند به کاهش سطوح سایتوکاینهای پیش التهابی در افراد چاق کمک کنند (6, 5). محدودیت جریان خون یک روش تمرینی است که تا حدی جریان شریانی را محدود میکند و بهطور کامل خروج وریدی را در عضلههای فعال در حین ورزش محدود میکند. انجام ورزش با کاهش جریان خون که با محدود کردن عروق نزدیک به عضله بهدست میآید (6). تأثیر تمرینات قدرتی همراه با محدودیت های جریان خون بر این شاخصها به دلیل عدم وجود پیشینه پژوهش بهصورت خاص وجود ندارد. با اینحال، در مطالعههای انسانی نشان داده شده که ۱۲ هفته تمرین هوازی در بیماران مبتلا به ناتوانی قلبی، با کاهش معنیدار عوامل التهابی محیطیTNF-α همراه است (7). همچنین، گزارش شده است که تمرین مقاومتی با کاهش خطر التهاب مزمن درجه پایین و بهبود بیماریهای متابولیکی همراه میباشد. در همین راستا، یک مطالعه نشان داد که ده هفته تمرین مقاومتی متوسط تا شدید نشانگرهای التهابی را در زنان مسنتر مهار میکند. علاوه بر این، هشت هفته تمرین مقاومتی با افزایش برخی از عوامل ضدالتهابی در زنان چاق همراه بوده است. در مطالعه دیگری، تمرینات مقاومتی باعث افزایش IL-4 و IL-6 و کاهش IFN-γ شد (8). در پژوهش دیگری، اثر ۱۲ هفته تمرین بر فعالیت سیتوکینها در بیماران مبتلا به نارسایی عروقی نشان داد که تمرینات باعث کاهش معنیدار IL-6 ،IL-1β و TNF-α میشود(9). در حالیکه مطالعهای دیگر گزارش شد ۱۲ هفته تمرین هوازی سبب افزایش حساسیت به انسولین در دختران چاق و خیلی سنگین وزن میشود، اگرچه در آن مطالعه تغییر معنیداری در وزن بدن، درصد چربی بدن و شاخصهای التهابی از جمله TNF-α ایجاد نشد (10). در تحقیقی دیگر عدم تغییر معنادار IL-1β پس از هشت هفته تمرینات مقاومتی در مردان چاق گزارش شده است (11). بنابراین، تمرینات مقاومتی با یا بدون محدودیت جریان خون و تأثیر آنها بر شاخصهای موردنظر ضروری باشد بنابراین، پژوهش حاضر سعی دارد این عوامل تأثیرگذار را از طریق یک طرح نیمه تجربی (مدل انسانی) کنترل کند. از آنجا که، تعیین نوع تمرین، برای ارایه الگوی مناسب، کمک فراوانی به سلامتی افراد میتواند داشته باشد. از اینرو در این مطالعه، هدف بررسی اثر دو نوع تمرین مقاومتی با و بدون محدودیت جریان خون بر برخی از سایتوکاینهای پیش التهابی در مردان دارای اضافهوزن است. این تحقیق میتواند بهعنوان یک منبع معتبر در زمینه تأثیر تمرینات مقاومتی بر وضعیت التهابی و بهبود سلامت متابولیک در افراد دارای اضافهوزن مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی
روششناسی پژوهش: این مطالعه بهصورت نیمهتجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون و با مشارکت ۵ گروه انجام شد. گروههای مورد بررسی عبارت بودند از:گروه تمرین مقاومتی ۱ با تراباند (10 نفر) ، گروه تمرین مقاومتی ۲ با دمبل (10 نفر)، گروه تمرین مقاومتی ۱ با تراباند و محدودیت جریان خون (10 نفر)، گروه تمرین مقاومتی ۲ با دمبل و محدودیت جریان خون (10 نفر) و گروه کنترل(10 نفر).
جامعه آماری و نمونهگیری: جامعه آماری این پژوهش را مردان دارای اضافهوزن (با شاخص توده بدنی BMI بین ۲۵ تا ۳۰) و بدون سابقه ورزشی از شهر شیراز تشکیل دادند. میانگین سنی شرکتکنندگان بین ۲۰ تا ۳۰ سال بود که بهصورت داوطلبانه حاضر به شرکت در پژوهش حاضر بودند. از میان داوطلبان، ۵۰ نفر بهصورت تصادفی انتخاب و در ۵ گروه مساوی تقسیم شدند. معیارهای ورود به مطالعه شامل نداشتن سابقه بیماریهای قلبی-عروقی، عدم مصرف داروهای تأثیرگذار بر عملکرد ایمنی و نداشتن سابقه تمرینات منظم مقاومتی در ۶ ماه گذشته بود.
پروتکل تمرینی مقاومتی 1 (تمرین با تراباند): تمرینات مقاومتی به مدت 6 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام شد. جلسه تمرین مقاومتی به همراه گرم کردن و سرد کردن 40 تا 60 دقیقه طول کشید. هر جلسه شامل 10 دقیقه حرکات گرم کردن، تمرین اصلی مقاومتی و 5 دقیقه حرکات سرد کردن بود. جلسه اول تمرین، مقدار بار تمرین برای تمام حرکات با ۶۰ درصد از 1RM آغاز شد و در طول دوره به ۷۵ درصد از 1RM رسید. برای همسانسازی فشردگی تمرین نیز رابطه یکسانی بین مراحل فعالیت و استراحت در نظر گرفته شد. در گروه تمرین با تراباند، از قانون 10 تکرار بدون خستگی استفاده شد. در هفته اول، تراباند قرمز با ۶ حرکت (۳ حرکات بالاتنه و ۳ پایینتنه) در ۲ ست 8 تکرار شروع و تدریجا در طول 8 هفته، با توجه به 1RM در هفته هشتم با تراباند سبز و ۳ ست ۱۰ تایی پایان یافت (12).
گروه تمرین مقاومتی ۱ با تراباند و محدودیت جریان خون: این گروه همان تمرینات مقاومتی ۱ را با استفاده از تراباند و با اعمال محدودیت جریان خون (BFR) انجام دادند. محدودیت جریان خون با استفاده از کافهای مخصوص و با فشار ۸۰ درصدی فشار شریانی سیستولیک اعمال شد (13).
پروتکل تمرینی مقاومتی 2 (تمرین با دمبل): تمرینات مقاومتی با دمبل نیز همانند تمرینات با تراباند به مدت 6 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام شد. این جلسات نیز به همراه گرم کردن و سرد کردن 40 تا 60 دقیقه طول کشید که شامل 10 دقیقه حرکات گرم کردن، تمرین اصلی مقاومتی و 5 دقیقه حرکات سرد کردن بود. جلسه اول تمرین، مقدار بار تمرین برای تمام حرکات با ۶۰ درصد از 1RM آغاز شد و در طول دوره به ۷۵ درصد از 1RM رسید. برای همسانسازی فشردگی تمرین نیز رابطه یکسانی بین مراحل فعالیت و استراحت در نظر گرفته شد. تمرینات مقاومتی با دمبل شامل ۶ حرکت بالاتنه و ۶ حرکت پایینتنه بود که حرکتها به دو دسته شامل سه حرکت بالاتنه و سه حرکت پایینتنه تقسیم خواهند شد. استراحت یک دقیقه ای بین ست ها استراحت فعال بود. حرکات جلو بازو، پشت بازو، پرس سینه، خم شدن از جانب، اسکوات، حرکت اکستنشن و فلکشن زانو در حالت نشسته در یک روز در هفته و حرکات بالا آوردن دست از پهلو، بالا آوردن دست از جلو، حرکت کشش جانبی پایینی، حرکت پرنده سگ Bird dog، حرکت شکم و فلکشن ران بهصورت خوابیده و دو روز در هفته انجام گرفت (14).
گروه تمرین مقاومتی ۲ با دمبل و محدودیت جریان خون: این گروه همان تمرینات مقاومتی ۲ را با استفاده از دمبل و با اعمال محدودیت جریان خون (BFR) اجرا کردند.
گروه کنترل: این گروه هیچگونه تمرین مقاومتی انجام ندادند و تنها در پیشآزمون و پسآزمون شرکت کردند.
ابزارها و روشهای اندازهگیری: سایتوکاینهای پیشالتهابی سطوح سرمی TNF-α،IL-1β وIL-6 با استفاده از روش الایزا (ELISA) و کیتهای تجاری با حساسیت بالا (مدلBender Medsystem)، ساخت کشور اتریش اندازهگیری شدند. حساسیت کیتها به ترتیب 0/13، 0/03 و 0/05 پیکوگرم در میلیلیتر بود. ضریب تغییرات درونآزمونی (Intra-assay CV) برای این کیتها به ترتیب ۹/۷، ۲/۶ و ۸/۶ درصد و ضریب تغییرات برونآزمونی (Inter-assay CV) نیز به ترتیب 5/6، 4/9 و 5/3 درصد بود (15).
نسبت دور کمر به لگن (WHR):با اندازهگیری دور کمر (سانتیمتر) و دور لگن (سانتیمتر) و تقسیم این دو مقدار محاسبه شد.
تجزیه و تحلیل آماری
در پژوهش حاضر بررسی نتایج در دو بخش توصیفی و استنباطی انجام گرفت. مشخصات توصیفی آزمودنی ها به صورت جداول و نمودار در بخش توصیفی گزارش شد. سپس دادههای مربوط به متغیرهای پژوهش در قسمت استنباطی و پس از بررسی نرمال بودن توزیع دادهها با استفاده از آزمون شاپیرو- ویلک با استفاده از روشهای آماری آزمون تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار خواهند گرفت. کلیه محاسبات آماری از طریق نرمافزارversion 16 SPSS و در سطح معنیداری 0/05 انجام شد.
نتایج
در جدول 1 میانگین و انحراف استاندارد مربوط به ویژگیهای فردی آزمودنیها و متغیرهای تحقیق در گروههای مختلف نشان داده شده است. بر اساس نتایج و برابری واریانسها و توزیع نرمال فاکتورهای پیشالتهابی شامل TNF-α، IL-6 و IL-1، از آزمونهای لون و آزمون شاپیرو-ویلک استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان میدهد که بین میانگین TNF-α در گروههای مختلف پس از حذف اثر پیشآزمون، تفاوت معنیداری وجود دارد (F=9/863 و P= 0/001)(شکل 1). این معنیداری در گروههای تمرین مقاومتی 1 (P=0/003)، تمرین مقاومتی 2 (P=0/004)، تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون 1 (P=0/001) و تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون 2 (P=0/001) نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. همچنین، نتایج نشان میدهد که بین میانگین IL-6 در گروههای مختلف پس از حذف اثر پیشآزمون، تفاوت معنیداری وجود دارد (F=6/304 و P= 0/001)شکل 2). این معنیداری در گروههای تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون 1 (P=0/001)و تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون 2 (P=0/001) نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (جدول 2). با این حال، نتایج نشان میدهد که بین میانگین IL-1β در گروههای مختلف پس از حذف اثر پیشآزمون، تفاوت معنیداری وجود ندارد (F=1/978 و P= 0/115)(جدول 2) (شکل 3 ).
جدول 1: اطلاعات دموگرافیک آزمودنیهای گروههای مورد مطالعه (انحرافمعیار±میانگین)
جدول 2 : نتایج تجزیه و تحلیل کوواریانس جهت مقایسه متغیرهای پژوهش در گروههای مختلف تحقیق
شکل 1: تغییرات مقدار TNF-α در آزمودنیهای گروههای مختلف پژوهش
* علامت معناداری نسبت به گروه کنترل
شکل 2. تغییرات میزان IL-6 در آزمودنی های گروه های مختلف پژوهش.
* علامت معناداری نسبت به گروه کنترل
شکل 3: تغییرات میزان IL-1β در آزمودنیهای گروههای مختلف پژوهش. تفاوت معناداری بین گروهها مشاهده نشد (P>0/05)
بحث
افراد مبتلا به اضافهوزن و چاقی معمولاً سطوح بالاتری از مولکولهای التهابی مانند TNF-α را در خون خود دارند که این افزایش میتواند در پاتوژنز بیماریهای قلبی-عروقی نقش داشته باشد (16). از سوی دیگر، مطالعات نشان دادهاند که تمرینات ورزشی میتوانند بهطور مؤثری سطوح نشانگرهای التهابی را تغییر دهند (16). در تحقیق حاضر، کاهش معناداری در سطح TNF-α در گروههای تمرینی نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. این یافته با نتایج مطالعات پیشین همسو است. بهعنوان مثال، گریوی و همکاران (17) گزارش کردند که تمرینات مقاومتی باعث کاهش سطح TNF-α عضلانی و افزایش سنتز پروتئین عضلانی میشود. همچنین، دالسیوا و همکاران (18) نشان دادند که دوازده هفته تمرین قدرتی منجر به کاهش تولید TNF-α میشود. گارسیا و همکاران (19). نیز تأکید کردند که تمرینات با شدت و حجم کافی قادر به تولید مواد ضد التهابی و بهبود التهاب هستند. در بررسی مکانیسمهای احتمالی، پژوهشها نشان دادهاند که TNF-α با فعالیت مسیر mTOR مرتبط است (20). فشار متابولیکی ناشی از تجمع متابولیتها در تمرینات همراه با محدودیت جریان خون، بهعنوان مکانیسم اولیه اصلی در فعالسازی مسیر mTOR و هایپرتروفی عضلانی شناخته شده است (21). مطالعات متعدد تأیید کردهاند که تمرینات مقاومتی، چه با محدودیت جریان خون و چه بدون آن، منجر به رشد عضلانی و هایپرتروفی میشوند (23, 22). از آنجاکه TNF-α با افزایش قدرت و سنتز پروتئین کاهش مییابد، احتمالاً در تحقیق حاضر نیز فشار متابولیک ناشی از تمرینات، ابتدا مسیر mTOR را فعال کرده و سپس منجر به کاهش TNF-α شده است (21). هرچند در این مطالعه مسیرهای سنتز پروتئین و پیامرسانی mTOR بهطور مستقیم بررسی نشدهاند، پیشنهاد میشود که این مکانیسمها در مطالعات آینده مورد بررسی قرار گیرند (21). مکانیسم احتمالی دیگر، ارتباط معکوس بین محتوای TNF-α و لیپوپروتئین لیپاز Lipoprotein lipase (LPL) در عضلات اسکلتی و بافت چربی است (24) LPL که به وفور در عضلات انسان بیان میشود، با ورزش تنظیم میشود. تمرینات مقاومتی با کاهشTNF-α، بیان LPL و سنتز پروتئین را افزایش میدهند و منابع انرژی (مانند اسیدهای چرب ناشی از تجزیه تریگلیسیریدها) را برای حمایت از سنتز پروتئین فراهم میکنند (18). این فرآیند نیز میتواند به فعالسازی مسیر mTOR و کاهش TNF-α کمک کند. نتایج این مطالعه نشان میدهد که تمرینات مقاومتی، بهویژه تمرینات همراه با محدودیت جریان خون، میتوانند بهطور مؤثری سطوح TNF-α را کاهش دهند و پروفایل التهابی را بهبود بخشند. با اینحال، بهبودهای مشابه در TNF-α در همه گروههای تمرینی نشان میدهد که ممکن است متغیرهای دیگری نیز در این فرآیند نقش داشته باشند که مستقیماً به قدرت عضلانی و هایپرتروفی مرتبط نیستند (25). در نهایت، اگرچه همه گروههای تمرینی بهبودهای مشابهی در پارامترهای عملکردی نشان دادند، تمرینات مقاومتی همراه با محدودیت جریان خون رفتار ضد التهابی بهتری را نشان دادند. با اینحال، نتایج تحقیق حاضر با برخی مطالعات دیگر ناهمسو است. بهعنوان مثال، رضایی و همکاران (26) هیچ افزایشی در IL-6 پس از تمرینات مقاومتی با محدودیت جریان خون گزارش نکردند (26). همچنین، کونرادز و همکاران Conraads et alنشان دادند که تمرین ترکیبی استقامتی و مقاومتی تأثیری بر سطح پلاسمایی IL-6 در افراد مبتلا به بیماریهای عروقی ندارد. (27). این ناهمخوانی در نتایج ممکن است به عواملی مانند شدت کم وزنهها، نوع تراباندهای استفاده شده، تفاوت در نمونههای مورد مطالعه (سن، جنس و نیمرخ التهابی پایه) و همچنین تفاوت در نوع تمرین (شدت، حجم و مدت مداخله) مرتبط باشد. مطالعات متعددی کاهش IL-6 را پس از تمرینات مقاومتی گزارش کردهاند. بهعنوان مثال، پدرسن و فبریو Pedersen & Febbraio (28) نشان دادند که IL-6 ناشی از انقباض عضلانی بهعنوان یک «حسگر متابولیک» عمل میکند و با تحریک لیپولیز، اکسیداسیون چربی و جذب گلوکز، نقش مهمی در تنظیم انرژی ایفا میکند. این فرآیند میتواند به کاهش سطوح IL-6 در گردش خون منجر شود. همچنین، تصور میشود که IL-6 ناشی از ورزش بهعنوان یک «حسگر متابولیک» کار میکند و نیاز به سوبسترا در دسترس برای عضلات در حال کار را نشان میدهد، زیرا لیپولیز، اکسیداسیون چربی و جذب گلوکز را در عضله تحریک میکند (29). یکی از مکانیسمهای احتمالی که میتواند کاهش معنادار IL-6 در تحقیق حاضر را توضیح دهد، رفتار پیشالتهابی ناشی از تمرینات مقاومتی با محدودیت جریان خون است. این رفتار ممکن است نتیجه تحریک بیشتر سیستم عصبی سمپاتیک به دلیل محدودیت جریان خون باشد که منجر به افزایش مشخصات التهابی میشود. این ارتباط بین سیستم عصبی و سیستم ایمنی میتواند بهعنوان یک مکانیسم کلیدی در نظر گرفته شود (30) در تحقیق حاضر نشان داده شده است که اختلاف معنیداری بین گروههای پژوهشی در مقدار IL-1β وجود ندارد. بدین ترتیب که تغییرات مقدار IL-1β در آزمودنیهای گروههای تمرینی نسبت به گروه کنترل کاهش داشته است ولی این کاهش معنادار نبود همسو با تحقیق حاضر، کارابولوت وهمکاران با بررسی نشانگر التهابی و پاسخ هورمونی آنابولیک با تمرین مقاومتی و محدودیت عروقی دریافتند تمرینات مقاومتی با محدودیت عروقی تغییر معنیداری بر IL-1β نداشت و دریافتند. عدم تغییر قابلتوجه در IL-1β در حال استراحت با تمرین نشان میدهد که نه تمرین مقاومتی با شدت بالا و نه تمرین مقاومتی با شدت کم با محدودیت عروقی باعث افزایش طولانیمدت التهاب یا آسیب عضلانی نمیشود (31). مشابه یافتههای پژوهش حاضر شیخالاسلامی و همکاران نشان داده شد که تمرینات مقاومتی تاثیر معنیداری بر غلظتIL-1β ندارد (32). بعضی محققان با مطالعه تاثیر 12 و 15 هفته تمریـن هـوازی و قدرتی بر شاخصهای التهابی، عدم تغیـیـر IL-1β را گزارش نمودهاند (34, 33) یا کریستیانسن و همکاران Christiansen et al عدم تغییر شاخصهای التهابی را به دنبال 12 هـفـتـه تمرین گزارش نمودهاند (35).
از سویی، نتـایج حاضر بـا یافتـههـای آلـدمیر و همکاران Aldemir et al (36)، پیکسیون و همکاران Piccione et al (37)، نیکالس و همکاران (38) ناهمسو میباشد. طبق مطالعات نیکلاس و همکاران Nicklas et al، ۱۸ ماه تمرین مقاومتی و پیادهروی تاثیر معنیداری بر شاخصهای التهابی مانندIL-1β دارد (39). بهنظر میرسد تفاوت در نتایج یافتهها احتمالا بـه دلیـل تفـاوت در نـوع آزمودنیهـا و مـدت و شـدت برنامـه تمرینـی آزمودنیها باشد (40). همانطور که میبینیم، تغییر در نوع، مدت و ماهیت فعالیت بدنی، نتایج متفاوتی را بهدنبال داشته است. در بسیاری از فعالیت های بدنی، نوع فعـالـیـت ورزشـی و سیستم تولید انرژی، در ایجاد سازگاری مطلوب نقـش تـعـیـیـن کنندهای دارد. بر اساس اصل ویژگی تمرین که هـر تـمـریـنـی سازگاریهای خود را ایجاد میکند (40) به هرحال برخی محدودیتها مانند عدم کنترل دقیق تغذیه و عوامل استرسزا ممکن است بر نتایج تأثیر گذاشته باشد.بعلاوه تفاوت در روشهای اندازهگیری IL-1β ممکن است منجر به نتایج متفاوت شود. همچنین ممکن است تغییرات معنادار در IL-1β نیاز به زمان بیشتری داشته باشد. پیشنهاد می شود که مطالعات آینده مسیرهای سیگنالینگ مرتبط با IL-1β را بررسی شود تا مکانیسمهای دقیقتری از تأثیر تمرینات بر این سایتوکاین مشخص شود. پیشنهاد میشود که در مطالعات آینده سطوح پروتئین IL-1β نیز اندازهگیری شود تا تغییرات پس ترجمانی نیز مورد بررسی قرار گیرد. همچنین در مطالعات آینده عوامل خارجی مانند تغذیه، استرس و شرایط محیطی بهطور دقیقتری کنترل شوند. در پایان با وجود نتایج متناقض در مطالعات مختلف، یافتهها نشان میدهد که تمرینات مقاومتی ممکن است تأثیر محافظتی بر سطوح IL-1β داشته باشند، اما برای نتیجهگیری قطعی نیاز به مطالعات بیشتری است.
نتیجهگیری
مطالعه حاضر نشان میدهد که تمرینات مقاومتی با یا بدون محدودیت جریان خون ممکن است یک ابزار غیردارویی مفید برای کاهش التهاب مزمن باشد. این تحقیق دادههای امیدوارکنندهای را در مورد اثرات مثبت شرطیسازی هایپوکسی متناوب (ناشی از محدودیت جریان خون) بر برخی بیومارکرهای التهابی مانند TNF-α و IL-6 ارائه میکند. با اینحال، تأثیر این نوع تمرینات بر IL-1β نیاز به بررسیهای بیشتری دارد. بهطور کلی، یافتههای این مطالعه از نقش محافظتی تمرینات مقاومتی در کاهش التهاب حمایت میکند، اما برای اظهارنظر قطعی، انجام مطالعات بیشتر با طراحی دقیقتر و کنترل بهتر متغیرهای ضروری است.
سپاسگزاری
این مقاله حاصل تلاشهای تیم پژوهشی است. بدینوسیله، پژوهشگران از تمامی افرادیکه در انجام این تحقیق همکاری داشتهاند، صمیمانه قدردانی میکنند.
ملاحظات اخلاقی
پروپوزال این تحقیق توسط دانشگاه پیام نور تایید شده است (کد اخلاق :IR.IAU.B.REC.1401.030).
مشارکت نویسندگان
علی برزگری در ارائه ایده، امید مولائی در طراحی مطالعه و جمعآوری دادهها، محمدحسن دشتی خویدکی در تجزیه و تحلیل دادهها مشارکت داشته و همه نویسندگان در تدوین، ویرایش اولیه و نهایی مقاله و پاسخگویی به سوالات مرتبط با مقاله سهیم هستند.
References:
1- Ataeinosrat A, Haghighi MM, Abednatanzi H, Soltani M, Ghanbari-Niaki A, Nouri-Habashi A, et al. Effects of Three Different Modes of Resistance Training on Appetite Hormones in Males with Obesity. Front Physiol 2022; 13: 827335.
2- Hotamisligil GS. Inflammation, Metaflammation and Immunometabolic Disorders. Nature 2017; 542(7640): 177-85.
3- Emamdoost S, Abbassi Daloii A, Barari A, Saeidi A. The Effect of Different Intensity Circuit Resistance Training on Inflammatory and Anti-Inflammatory Markers in Obese Men. TUMJ 2020; 78(9): 598-605.
4- Calle MC, Fernandez ML. Effects of Resistance Training on the Inflammatory Response. Nutr Res Pract 2010; 4(4): 259-69.
5- Takarada Y, Takazawa H, Ishii N. Applications of Vascular Occlusion Diminish Disuse Atrophy of Knee Extensor Muscles. Med Sci Sports Exerc 2000; 32(12): 2035-9.
6- Patterson SD, Hughes L, Warmington S, Burr J, Scott BR, Owens J, et al. Blood Flow Restriction Exercise: Considerations of Methodology, Application, and Safety. Front Physiol 2019; 10: 533.
7- Adamopoulos S, Parissis J, Kroupis C, Georgiadis M, Karatzas D, Karavolias G, et al. Physical Training Reduces Peripheral Markers of Inflammation in Patients with Chronic Heart Failure. Eur Heart J 2001; 22(9): 791-7.
8- Jadidi S, Avandi SM, Khaleghian A. Effects of High-Intensity Functional Training and Circuit Resistance Training on the Serum Levels of IFN-Γ in Obese Women. Jorjani Biomed J 2023; 11(1): 9-12.
9- Goldhammer E, Tanchilevitch A, Maor I, Beniamini Y, Rosenschein U, Sagiv M. Exercise Training Modulates Cytokines Activity in Coronary Heart Disease Patients. Int J Cardiol 2005; 100(1): 93-9.
10- Nassis GP, Papantakou K, Skenderi K, Triandafillopoulou M, Kavouras SA, Yannakoulia M, et al. Aerobic Exercise Training Improves Insulin Sensitivity without Changes in Body Weight, Body Fat, Adiponectin, and Inflammatory Markers in Overweight and Obese Girls. Metab 2005; 54(11): 1472-9.
11- Nikbakht H, Mohamadzadeh Salamat K. The Effects of Endurance and Resistance Training on Systemic Inflammatory Markers and Metabolic Syndrome Parameters in Overweight and Obese Men. Researcher in Sport Science Quarterly 2011; 2(3): 15-26.
12- Bompa T, Buzzichelli C. Periodization Training for Sports. 3 ed. Champaign, IL: Human Kinetics; 2015.
13- Hosseini Kakhk SAR, Zamand P, Haghighi AH, Khademosharie M. Comparison of Hormonal Responses to Strength Training with and Without Blood Flow Restriction. Journal of Sport Biosciences 2015; 7(3): 391-405.[Persian]
14- Delshad M, Ghanbarian A, Mehrabi Y, Sarvghadi F, Ebrahim K. Effect of Strength Training and Short-Term Detraining on Muscle Mass in Women Aged Over 50 Years Old. Int J Prev Med 2013; 4(12): 1386-94.
15- Taheri Kalani A, Nikseresht M. The Effect of 10 Weeks Resistance and Aerobic Training on Inflammatory Cytokines in Sedentary Overweight Men. J Ilam Uni Med Sci 2015; 23(5): 17-26.
16- Olson TP, Dengel D, Leon A, Schmitz K. Changes in Inflammatory Biomarkers Following One-Year of Moderate Resistance Training in Overweight Women. Int J Obes 2007; 31(6): 996-1003.
17- Greiwe JS, Cheng B, Rubin DC, Yarasheski KE, Semenkovich CF. Resistance Exercise Decreases Skeletal Muscle Tumor Necrosis Factor a in Frail Elderly Humans. FASEB J 2001; 15(2): 475-82.
18- Da Silva IM, Santos MA, Galvão SL, Dorneles GP, Lira FS, Romão PR, et al. Blood Flow Restriction Impairs the Inflammatory Adaptations of Strength Training in Overweight Men: A Clinical Randomized Trial. Appl Physiol Nutr Metab 2020; 45(6): 659-66.
19- Garcia Nf, Moraes Cd, Rebelo Ma, Peters S, Maria G, Castro Fmd, et al. Strength Training with and without Arteriovenous Blood Flow Restriction Improves Performance, Regardless of Changes in Muscle Hypertrophy, in Wistar Rats. An Acad Bras Cienc 2022; 94(suppl 3): e20201147.
20- Laplante M, Sabatini DM. Mtor Signaling in Growth Control and Disease. Cell 2012; 149(2): 274-93.
21- Salari-karizmeh H, Haghighi A, Hosseini- Kakhk A. The Effects of Eight Weeks Interval Training with and without Blood Flow Restriction at Different Intensities on Endurance Performance, Strength and Serum Level of Myostatin in Male Athletes. J Appl Exerc Physiol 2020; 16(31): 45-58.
22- Mohammadi R, Afroundeh R, Khajehlandi M, Mohammadian M. Survey on the Acute Effect of Resistance Training with and without Blood Flow Restriction on Muscle Hypertrophy Indicators. J Rehabil Med 2020; 9(1): 147-55. [Persian]
23- Zakavi I. Effect of Twelve Weeks Combined Exercise (Aerobic- Resistance) on Plasma Levels of Myostatin in Obese Adolescents. J Sports Physiol 2015; 7(27): 101-18.
24- Ogasawara R, Fujita S, Hornberger TA, Kitaoka Y, Makanae Y, Nakazato K, et al. The Role of Mtor Signalling in the Regulation of Skeletal Muscle Mass in a Rodent Model of Resistance Exercise. Sci Rep 2016; 6(1): 31142.
25- Tieland M, Trouwborst I, Clark BC. Skeletal Muscle Performance and Ageing. J Cachexia Sarcopenia Muscle 2018; 9(1): 3-19.
26- Rezaei A, Matinhomaee H, Feizolahi F. The Effect of Six Weeks of Progressive Resistance Training with Blood Flow Restriction on Myostatin and Interleukin 6 Male Taekwondo Practitioners. Sport Physiology & Management Investigations 2024; 16(2): 187-96. [Persian]
27- Conraads VM, Beckers P, Bosmans J, De Clerck LS, Stevens WJ, Vrints CJ, et al. Combined Endurance/Resistance Training Reduces Plasma TNF-Alpha Receptor Levels In Patients With Chronic Heart Failure And Coronary Artery Disease. Eur Heart J 2002; 23(23): 1854-60.
28- Pedersen BK, Febbraio MA. Muscle as an Endocrine Organ: Focus on Muscle-Derived Interleukin-6. Physiol Rev 2008; 88(4): 1379-406.
29- Phillips MD, Flynn MG, McFarlin BK, Stewart LK, Timmerman KL. Resistance Training at Eight-Repetition Maximum Reduces the Inflammatory Milieu in Elderly Women. Med Sci Sports Exerc 2010; 42(2): 314-25.
30- de Souza TMF, Libardi CA, Cavaglieri CR, Gáspari AF, Brunelli DT, de Souza GV, et al. Concurrent Training with Blood Flow Restriction Does Not Decrease Inflammatory Markers. Int J Sports Med 2018; 40(01): 29-36.
31- Karabulut M, Sherk VD, Bemben DA, Bemben MG. Inflammation Marker, Damage Marker and Anabolic Hormone Responses to Resistance Training with Vascular Restriction in Older Males. CLIN Physiol Funct 2013; 33(5): 393-9.
32- Sheikholeslami Vatani D, Ahmadi S, Mojtahedi H, Marandi M, Ahmadi Dehrashid K, Faraji H, Et Al. Influence of Different Intensities of Resistance Exercise on Inflammatory Markers in Young Healthy Men. Iranian J Endoc And Met 2011; 12(6): 618-25.
33- Donges C, Duffield R, Drinkwater E. Effect of Resistance or Aerobic Exercise Training on Interleukin-6, C-Reactive Protein, And Body. Med Sci Sports Exerc 2010; 42(2): 304-13.
34- Stewart LK, Flynn MG, Campbell WW, Craig BA, Robinson JP, Timmerman KL, et al. The Influence of Exercise Training on Inflammatory Cytokines and C-Reactive Protein. Med Sci Sports Exerc 2007; 39(10): 1714-9.
35- Christiansen T, Paulsen SK, Bruun JM, Pedersen SB, Richelsen B. Exercise Training Versus Diet-Induced Weight-Loss on Metabolic Risk Factors and Inflammatory Markers in Obese Subjects: A 12-Week Randomized Intervention Study. Am J Physiol Endocrinol Metab 2010; 298(4): E824-E31.
36- Aldemir H, Kiliç N. The Effect of Time of Day and Exercise on Platelet Functions and Platelet–Neutrophil Aggregates in Healthy Male Subjects. Mol Cell Biochem 2005; 280(1): 119-24.
37- Piccione G, Grasso F, Fazio F, Giudice E. The Effect of Physical Exercise on the Daily Rhythm of Platelet Aggregation and Body Temperature in Horses. Vet J 2008; 176(2): 216-20.
38- Nicklas BJ, Hsu FC, Brinkley TJ, Church T, Goodpaster BH, Kritchevsky SB, et al. Exercise Training and Plasma C‐Reactive Protein and Interleukin‐6 in Elderly People. J Am Geriatr Soc 2008; 56(11): 2045-52.
39- Nicklas BJ, Ambrosius W, Messier SP, Miller GD, Penninx BW, Loeser RF, et al. Diet-Induced Weight Loss, Exercise, and Chronic Inflammation in Older, Obese Adults: A Randomized Controlled Clinical Trial. Am J Clin Nutr 2004; 79(4): 544-51.
40- Akbarpour M, Jahanmehr A. The Effect of 8 Weeks Strength - Endurance Training at Morning and Evening on Interlukin-6 and C-Reactive Protein in Overweight Men. J Pract Stu Bio in Sport 2020; 8(15): 126-39.