مقدمه: در سالهای اخیر تحریک الکتریکی مستقیم مغز (tDCS) به عنوان یکی از ابزارهای احتمالی اثربخش در درمان اختلال افسردگی اساسی مورد توجه محققان قرار گرفته است. اما نتایج کسب شده از تحقیقات مختلف در این زمینه اغلب ضد و نقیض است. بدین منظور هدف از مطالعه حاضر تعیین اثربخشی این روش در کاهش نشانههای بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی تصادفی کنترل شده با گروه شم، تعداد ۲۰ نفر از افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی مراجعهکننده به یک کلینیک خصوصی روانپزشکی شهر تهران بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شده و با روش بلوکبندی تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. (tDCS) بهصورت (mA ۲، ۲۰ دقیقه در هر جلسه، ۱۰ جلسه، سه روز در هفته) روی گروه آزمایش اجرا شد. بلافاصله بعد از اتمام مداخله و یک ماه بعد نمرات دو گروه در مقیاس افسردگی هملیتون و ۴۴ افسردگی بک مورد ارزیابی قرار گرفت.. دادهها با استفاده از نرمافزارversion ۱۶ SPSS و با استفاده از روشهای آماری تحلیل واریانس مکرر و تی تست مستقل و وابسته مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: نتایج آزمون تحلیل واریانس مکرر برای نمرات افسردگی همیلتون (۴۳/۵=F و ۰/۰۱۷P =) و بک (۱۲۵/۱۲ =F و ۰/۰۲۲p=) نشان دهنده معناداری اثر تعاملی زمان (چهار مرحله اندازهگیری) و عضویت گروهی (آزمایش و کنترل) بود (۰/۰۵>P). در نمرات افسردگی در هر دو مقیاس همیلتون و بک در گروه آزمایش در مراحل مداخله (مقیاس همیلتون، ۰/۰۱۹P =، مقیاس بک ۰/۰۱۷P =) و پیگیری (مقیاس همیلتون، ۰/۰۱P =، مقیاس بک ۰/۰۳P =) نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری کاهش یافته بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه اثربخشی (tDCS) را در کاهش نشانههای اختلال افسردگی اساسی مورد تایید قرار داد. کارآزماییهای بالینی بیشتری برای اثبات اثربخشی tDCS در مقایسه با انواع درمانها مورد نیاز است.