۴ نتیجه برای محمودیان
مصطفی آلبوکردی، احمد محمودیان، رضا اسحاقی، زیبا فرج زادگان،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: کم خونی فقرآهن شایعترین کم خونی و یکی از مسایل شایع بهداشت همگانی میباشد. لذا تجویز آهن به گروههای پرخطر، از مداخلات مهم سلامتی است. دستیابی به روشهای جامع جهت کنترل کم خونی فقرآهن با حداقل عوارض و هزینه از اهمیت به سزایی برخوردار میباشد. با توجه به شیوع بالای کم خونی فقر آهن در ایران نیاز به تحقیقی که به طور یکجا ریز مغذیهای با کمبود شایع را با آهن همراه کند وجود داشت، پژوهش حاضر در جهت جامعیت دادن درمان کم خونی فقر آهن و ارتقای طرح آهن یاری کشور به بررسی تأثیر تجویز ویتامین C و A در کنار آهن، روی و اسیدفولیک بر افزایش هموگلوبین میپردازد.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی و سه سویه کور روی دانش آموزان کلاسهای دوم و سوم مدارس راهنمایی دخترانه منطقه شاهین شهر اصفهان انجام شد. در نمونهگیری تصادفی چند مرحله ای۱۲۰ دانش آموزی که در غربالگری بالینی اولیه دارای علایم و نشانههایی از کم خونی فقر آهن بودند، وارد مطالعه شده و در سه گروه تخصیص یافتند.
مقدار ۵۰ میلیگرم آهن المنتال، ۱۱ میلی گرم روی المنتال، ۵/۰ میلیگرم اسیدفولیک به هر سه گروه به عنوان رژیم پایه داده شد. علاوه بر آن در گروه اول(شاهد) دارونمای ویتامین C و A, گروه دوم ۲۵۰ میلی گرم ویتامین C و دارونمای ویتامین A و گروه سوم ۲۵۰ میلی گرم ویتامین C و ۰۰۰/۱۰۰ واحد ویتامین A تجویز شد. نمونهها قبل و بعد از ۸ هفته مداخله دارویی، تحت ارزیابی هموگلوبین قرار گرفتند. دادهها پس از جمعآوری، با استفاده از نرم افزار SPSS ۱۱,۵ و آزمون One way ANOVA تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: میانگین هموگلوبین (Mean±SD) در گروه شاهد از ۱۱.۹۷±۰.۶۵ به ۱۳.۱۸±۰.۶۱، در گروه ویتامین C از ۱۱.۹۳±۰.۷۱ به ۱۳.۴۲±۰.۷۲ و در گروه ویتامین C و A از۱۱.۹۲±۰.۷ به ۱۳.۵۶±۰.۶۵ رسید. تغییرات میانگین هموگلوبین در سه گروه دانش آموزان معنی دار بود( P
راحله عالی جهان، معصومه کردی، منیره پورجواد، سعید ابراهیم زاده، علیرضا محمودیان،
دوره ۱۹، شماره ۳ - ( مرداد و شهریور ۱۳۹۰ )
چکیده
مقدمه: پلویمتری بالینی برای بیمار ناراحت کننده است و خطای ذهنی بالایی دارد. پلویمتری خارجی، یک روش آسان و قابل پذیرش برای بیمار است. این مطالعه با هدف مقایسه ارزش تشخیصی پلویمتری بالینی و اندازه گیری خارجی اقطار لگنی زنان نخست زا در پیشگویی زایمان سخت انجام شد.
روش بررسی: مطالعه از نوع روایی روشهای تشخیصی و به صورت دو سوکور بود، ۴۴۷ زن نخستزای مراجعه کننده به زایشگاه امالبنین(ع) شهرستان مشهد که سن بارداری ترم(۴۲-۳۸ هفته) و حاملگی تک قلویی با نمایش قله سر داشتند وارد مطالعه شدند. اقطار خارجی لگن در بدو پذیرش، توسط پژوهشگر واحد اندازهگیری شد و معاینه بالینی لگن، توسط پژوهشگر واحد دیگری انجام شد. اطلاعات مربوط به اندازههای لگنی در اختیار پژوهشگری که کنترل زایمان را بر عهده داشت قرار نگرفت. زایمان سزارین یا واکئوم در شرایطی که با وجود انقباضات موثر رحمی در مرحله فعال زایمان، توقف اتساع دهانه رحم یا سرعت اتساع دهانه رحم کمتر از ۱ سانتیمتر در ساعت به مدت ۲ ساعت و در مرحله دوم زایمان سرعت نزول کمتر از ۱ سانتیمتر در ساعت و یا طول مدت این مرحله بیشتر از ۲ ساعت بود، به عنوان زایمان سخت در نظر گرفته شد.
نتایج: بیشترین حساسیت به دست آمده از پلویمتری بالینی ۳/۳۳% و مربوط به کونژوگه دیاگونال کمتر از ۵/۱۱ سانتیمتر بود. حساسیت به دست آمده برای هرکدام از اقطار خارجی لگن بیشتر از پلویمتری بالینی بود و بیشترین حساسیت مربوط به قطر عرضی میکائیل ساکرال و ۷/۶۰% بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که اندازهگیری خارجی اقطار لگنی در مقایسه با پلویمتری بالینی روش مناسبتری برای شناسایی زنان در معرض زایمان سخت است.
محمدجواد پورمحمودیان، سید مهدی کلانتر، بیبی فاطمه حقیرالسادات،
دوره ۳۰، شماره ۴ - ( تیر ۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: سرطان استخوان یکی از انواع سرطانهایی است که استراتژیهای درمانی فعلی با استفاده از داروهای شیمیدرمانی موفقیت چشمگیری را همراه نداشته است. استفاده از سامانههای نانو نیوزومی در انتقال داروی پاکلیتاکسل یکی از رویکردهای جدید هست. پاکلیتاکسل داروی ضد سرطان بسیار قوی است که در درمان بسیاری از تومورها کاربرد دارد. در این مطالعه، فرمولاسیونهای مختلف نیوزومی جهت بارگذاری داروی پاکلیتاکسل در جهت افزایش بازده دارویی بر روی سلولهای سرطانی و غلبه بر مشکلات درمان حاضر طراحی و سنتز گردید.
روش بررسی: فرمولاسیونهای مختلف نیوزومی حاوی داروی ضد سرطانی پاکلیتاکسل طراحی و سنتز گردیدند. بدین منظور، فرمولاسیونهای نیوزومی بر اساس نسبت کلسترول و سورفکتانتهای مختلف تهیه شدند. سپس فرمولاسیونهای نیوزومی و اثرات آنها روی بارگذاری دارو و رهایش دارو بررسی و مورد تفسیر قرار گرفتند. سمیت سلولی بر روی رده سلولی سرطان استخوان با استفاده از نرمافزار GraphPad Prism ۹ آزمون تست MTT بررسی گردید.
نتایج: فرمولاسیون نیوزومی پگیله با کلسترول: توئین۶۰ و نسبت (۲۵:۷۵) دارای بیشترین بازده درونگیری پاکلیتاکسل ۷۴/۸۹%، سایز ۱۱۵/۴ نانومتر، شارژ سطحی ۱۲/۹۷- میلیولت و با رهایش ۷۹/۸۳% بیشترین میزان رهایش تجمعی را داشته و به عنوان فرمولاسیون نهایی و بهینه انتخاب شد. سامانه بهینه نیوزومی پگیله حاوی پاکلیتاکسل توانست سمیت بالاتری را بر روی رده سلولی Saos-۲ نسبت به داروی آزاد از خود نشان دهند. علاوه بر این، این نانوسامانه بهتنهایی و بدون دارو اثر سمیت قابلتوجهی در رده سلولی فیبروبلاست نرمال نداشت.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که استفاده از نانو حامل نیوزومی پگیله میتواند بهعنوان یک استراتژی امیدبخش جهت مطالعات آتی در درمان سرطان استخوان و بهویژه استئوسارکوما، مورداستفاده قرار گیرد.
بیریوان محمودیانی سردشت، پروین احتشامزاده، فریبا حافظی،
دوره ۳۲، شماره ۷ - ( مهر ۱۴۰۳ )
چکیده
مقدمه: هدف بررسی اثربخشی آموزش توجه اشتراکی بر ارتباطات اولیه اجتماعی، اضطراب و کارکردهای اجرایی کودکان طیف اتیسم بود.
روش بررسی: طرح پژوهش، شبه تجربی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری کودکان طیف اتیسم مراجعهکننده به مراکز روانپزشکی و مراجعهکننده به مراکز روانشناسی در شهر ارومیه در طول سال ۱۴۰۱ بودند. نمونه آماری، با روش در دسترس و هدفمند، ۳۰ نفر (۱۵ نفر گروه توجه اشتراکی و ۱۵ نفر گروه کنترل) انتخاب شدند. دادهها با پرسشنامههای، ارتباطات اولیه اجتماعی (زبوف، ۲۰۱۰)، اضطراب (اسپنس، ۱۹۹۹)، کارکردهای اجرایی بریف فرم والدین (بالستر جرارد و همکاران، ۲۰۰۰) طی روش درمانی مداخله ای آموزش توجه اشتراکی (وکیلی زاد و عابدی، ۱۳۹۵) (۱۲ جلسه، ۳ روز در هفته، هر جلسه یک ساعت و نیم، هر جلسه به ۳ قسمت ۲۵ دقیقه ای تقسیم و با فرصت ۵ دقیقه استراحت برای کودک)، جمعآوری و با نرمافزار SPSS version ۱۶ و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (Multivariate) تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که آموزش توجه اشتراکی باعث افزایش ارتباطات اولیه اجتماعی و کارکردهای اجرایی و کاهش اضطراب در کودکان طیف اتیسم شدند و تفاوتهای موجود بین گروههای مورد بررسی و آزمونهای برگزار شده معنادار بودند (P≤۰,۰۱).
نتیجهگیری: باید برای درمان بیماران اتیسمی روشهای درمانی مداخلهای مانند آموزش توجه اشتراکی توسعه یابد تا با کمک این روشها باعث بهبود زندگی فردی و جمعی این کودکان شد.