فاطمه حسینی کسنویه، طاهره سلیمی، محمد نادی سخویدی، اسماعیل احمدی،
دوره ۲۳، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۴ )
چکیده
مقدمه: شادکامی از جمله ویژگیهای شخصیتی انسان میباشد که قادر است در زمینه غلبه بر استرسها و فشارهای زندگی اثرگذار باشد.پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت شادکامی درکارآموزان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی یزد صورت گرفته است.
روش بررسی:این مطالعه توصیفی بر روی ۲۱۰ نفر از دانشجویان پزشکی که به صورت نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند، انجام شد. اطلاعات توسط پرسشنامه شادکامی آکسفورد در پنج حیطه رضایت زندگی، حرمت خود، بهزیستی فاعلی، رضایت خاطر و خلق مثبت جمعآوری گردید و با استفاده آزمون T-test تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: میزان شادکامی در مجموع پنج حیطه ۳۵۳/۹±۲۴۰/۵۲ بوده که بیشترین آن مربوط به حیطه خلق مثبت و کمترین آن مربوط به حیطه بهزیستی فاعلی بوده است. در زمینه شادکامی کلی هیچکس میزان شادکامی عالی را کسب نکرده است. در ۸/۶۴ درصد از دانشجویان میزان شادکامی در حدخوب بوده است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که سطح شادکامی در اکثر کارآموزان پزشکی در سطح خوب میباشد. مطالعات دیگر در زمینه بررسی علل شادکامی در این گروه میتواند راهنمایی برای ایجاد این وضعیت در سایر گروهها باشد.
خدابخش کرمی، افسانه مردانی، قدرت اله شاکری نژاد، امل ساکی،
دوره ۲۳، شماره ۹ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
مقدمه: دوران بارداری به عنوان یک دوره آسیبپذیر در زنان تصور شده است که مادران را با مشکلات و دشواریهای جدیدی روبهرو مینماید و این مشکلات ممکن است باعث اختلال در سلامت روانی آنان گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه مدون آموزشی-رفتاری بر سلامت روان زنان باردار انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه نیمهتجربی، ۶۱ زن باردار به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمون(۳۱ نفر) و کنترل(۳۰ نفر) قرار گرفتند. برای گروه آزمون ۴ جلسه مداخله آموزشی- رفتاری در شهر اهواز برگزار شد. مشارکتکنندگان، پرسشنامه سلامت روانی را پیش و ۴ هفته پس از مداخله تکمیل نمودند. دادهها با استفاده از آزمون مجذور کای، آزمون تی مستقل و تی زوجی تحلیل شدند.
نتایج: میانگین نمره سلامت روانی زنان باردار در گروه آزمون پس از مداخله، نسبت به گروه کنترل بهتر بود(۹/۳ ± ۱/۲۱ در برابر
۷/۶ ± ۱/۳۰). همچنین نتایج گویای آن بود که مداخله توانسته است حیطههای اضطراب(۰۱/۰p=)، افسردگی(۰۲/۰p=) و علائم جسمی(۰۱/۰p=) از سلامت روان زنان باردار را بهبود بخشد اما تاثیری بر حیطه عملکرد اجتماعی از سلامت روان آنان نداشت(۱۶/۰p=).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که مداخله آموزشی- رفتاری برای زنان باردار میتواند به عنوان یک مداخله مفید، در بهبود سلامت روانی آنان استفاده شود.
روح اله رحیمی، مختار عارفی، محسن گل محمدیان،
دوره ۲۳، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۳۹۴ )
چکیده
مقدمه: بیماری قلبی، اختلالی روانی-فیزیولوژیک است که علاوه بر مشکلات جسمی، عوامل روانشناختی مانند وقایع تنشزا، ویژگیهای شخصیتی و تدابیر مقابلهای در بروز و تشدید آن نقش بسزایی دارند. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد شخصیتی و سبکهای مقابله با استرس زنان و مردان سالم در مقایسه با مبتلایان به بیماریهای قلبی انجام شد.
روش بررسی: روش انجام این پژوهش از نوع تحقیقات تحلیلی- مقایسهای است. در این پژوهش، ۵۰ نفر از افراد مبتلا به بیماری قلبی(۲۶ مرد و ۲۴ زن) و ۵۰ نفر از افراد سالم(۲۸ مرد و ۲۲ زن) از طریق همتاسازی با گروه بیمار انتخاب شدند. سپس پرسشنامههای شخصیتی آیزنک(EPQ-R) و راهبردهای مقابله با استرس فولکمن و لازاروس بر روی گروههای مورد مطالعه اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از شاخصهای توصیفی، t مستقل و نرمافزارSPSS ۱۸ استفاده شد.
نتایج: بررسی نتایج نشان داد که افراد مبتلا به بیماریهای قلبی از نظر ابعاد شخصیتی؛ روان رنجورخویی و روان پریشخویی تفاوت معنیداری با گروه سالم دارند. همچنین در راهبرد مقابلهای هیجان مدار بین دو گروه تفاوت وجود دارد، اما در راهبرد مقابلهای مسألهمدار بین آنها تفاوتی یافت نشد. در پژوهش حاضر نقش جنسیت نیز در ویژگیهای شخصیتی و راهبردهای مقابلهای مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که بین ویژگی شخصیتی برون گرایی و راهبردهای مقابلهای هیجان مدار و مسأله مدار بین دو گروه زنان و مردان بیمار تفاوت معنیداری وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به بیماریهای قلبی، افرادی مضطرب، نگران، خشن، پرخاشگر و آماده ابتلا به اضطراب، افسردگی و پرخاشگری هستند و نسبت به افراد سالم در مقابله با مشکلات، بیشتر از سبک مقابلهای هیجان مدار استفاده میکنند.
فاطمه حسینی، احمد شجری، بتول السادات حسینی،
دوره ۲۴، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه: دلیریوم، اختلالی حاد و گذرا در عملکرد مغز است. دلیریوم در بیماران بستری در بیمارستان خصوصاً پس از اعمال جراحی به وفور دیده میشود، لیکن درصد بالایی از موارد، بدون تشخیص و درمان مانده و دچار پیامدهای بعدی میگردند. با توجه به این موضوع، هدف این مطالعه، بررسی فراوانی نسبی دلیریوم در بخشهای ارتوپدی، جراحی، زنان، داخلی و ICU است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی ۲۵۶ بیمار بستری در بخشهای جراحی، ارتوپدی، زنان، داخلی و ICU در بیمارستان شهدای کارگر یزد در سال ۱۳۹۴، با استفاده از پرسشنامه ICU-CAM انجام شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی کای اسکوآر و Fisher exact test تجزیه تحلیل شدند.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که مجموعاً ۸/۱۴ درصد بیماران مورد بررسی دلیریوم داشتند؛ در بخش داخلی ۱۵ نفر (۸/۲۶)، جراحی ۴ نفر (۸ درصد)، ارتوپدی ۵ نفر (۱۰ درصد) و در بخش ICU ۱۴ نفر (۲۸ درصد) دلیریوم مشاهده شد و در بخش زنان نیز هیچ موردی از دلیریوم مشاهده نشد. در بیماران با جراحی ماژور ۱/۱۱ درصد (۲ مورد) و با جراحی مینور ۱/۷ درصد (۸ مورد) دلیریوم مشاهده شد. در بیماران با بیماری زمینهای و اعصاب و روان فراوانی نسبی دلیریوم بیشتر بود. دلیریوم با جنس رابطه معنیداری نداشت. بیشترین فراوانی نسبی دلیریوم در گروه سنی ۹۴-۶۵ سال مشاهده شد. بیماران با سن بالا، همراه با بیماری زمینهای مثل دیابت، HTN، بیماریهای قلبی و بیماریهای اعصاب و روان، آسیبپذیری بیشتری داشتند و بیشترین میزان بروز دلیریوم در روزهای دوم و سوم بستری بود.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از شیوع بالای دلیریوم در بخش های مورد مطالعه بود. شیوع در بیماران با بیماری زمینهای و اعصاب و روان، فراوانی بیشتری را نشان داد.
فاطمه حسینی، محمد نادی، مینا کیانی، سعید شاه زیدی،
دوره ۲۷، شماره ۱۰ - ( ۱۱-۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه: عوامل متعددی باعث آسیب شناختی میگردند که از جمله علل دارویی آن میتوان به مصرف داروهای مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین اشاره نمود. از طرفی داروهای متعددی در درمان آسیب شناختی مورد استفاده قرار میگیرند که از آنجمله میتوان به دونپزیل اشاره نمود که از طریق مهار آنزیم کولیناستراز عمل میکنند و باعث افزایش استیلکولین مغز میشوند.
روش بررسی: این تحقیق به روش کارآزماییبالینی تصادفی شاهددار کنترل شده دوسویهکور بر روی تعداد ۷۳ بیمار ۵۰-۲۰ ساله تحت درمان با داروهای مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین که با استفاده از آزمون شناختی مونترال آسیب شناختی آن ها تشخیص داده شده بود، انجام گرفت که به دوگروه دریافتکننده پلاسبو و دریافتکننده دونپزیل بهطور تصادفی تقسیم شدند. آزمون شناختی مونترال _پایایی ۹۲ درصد و میزان IC آن ۸۳ درصد - دو ماه بعد از شروع تجویز دارو مجددا از هر دو گروه انجام گرفت. نتایج تحقیق با استفاده از آزمونهای آماری Mann-Whitney, T-Test, Chi-Square و توسط نرم افزار SPSS Inc., Chicago, IL; Version ۱۶ بررسی گردید.
نتایج: اختلاف معناداری در نمره آزمون شناختی مونترال قبل و بعد از مداخله ( Paired-T Testو۰۰۰۱/۰P-Value<) در گروه مصرفکننده دونپزیل وجود داشت بهطوری که این نمره افزایش داشت. همچنین اختلاف معناداری در نمره آزمون شناختی مونترال قبل و بعد از مداخله در گروه مصرفکننده پلاسبو مشاهده گردید ( آزمون Paired-T Test و ۰۰۰۱/۰p<) بهطوری که این نمره کاهش یافت.
نتیجهگیری: داروهای مهارکننده کولیناستراز مثل دونپزیل در بهبود اختلالات شناختی ناشی از داروهای مهارکننده انتخابی بازجذب سروتونین در مقایسه با پلاسبو دارای اثرات مفیدی بوده است.
محمد جواد طراحی، زهرا ایزدی، مریم کریمی ملکآبادی، راضیه پورکاظمی،
دوره ۲۹، شماره ۹ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه: تغییرات فیزیولوژیک و روانشناختی دوران بارداری زمینهساز بروز بسیاری از اختلالات روانشناختی از جمله افسردگی است. این تحقیق با هدف تعیین ارتباط سطح ویتامین D و عوارض شایع دوران بارداری با بروز افسردگی پس از زایمان در مادران تدوین گردید.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کوهورت آیندهنگر است که در دو مرحله و بر روی ۳۰۰ مادر باردار که در سه ماهه سوم بارداری قرار داشتند، انجام گرفت. شیوه انتخاب نمونه بهصورت چند مرحلهای و با استفاده از پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه حمایت اجتماعی شربورن و استوارت و پرسشنامه افسردگی ادینبورگ انجام گرفت. دادهها با نرمافزارversion ۱۶ SPSS و آمار توصیفی، آزمونهای t مستقل و t زوجی و واریانس یکطرفه و کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. میزان p کمتر از ۰/۵ معنیدار در نظر گرفته شد.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد ابتلا به عوارض دوران بارداری از جمله عفونت ادراری (۰/۱۳۹P=)، دیابت (۰/۵۸۷P=) و فشارخون بارداری )۰/۰۸۰P=) با بروز افسردگی پس از زایمان ارتباط معناداری ندارد. همچنین ارتباط معناداری میان میزان سطوح ویتامین D دوران بارداری در افراد مبتلا به افسردگی پس از زایمان و افراد غیر مبتلا وجود ندارد (P>۰/۰۵). همچنین سطح حمایت اجتماعی پایین با افزایش ۳/۲ برابری احتمال افسردگی پس از زایمان همراه بود (۰/۰۰۱p=).
نتیجهگیری: افسردگی پس از زایمان با نتایج مخربی برای مادر و جنین همراه است. بنابراین زنان باردار بهویژه افرادی با عوامل خطر و سابقه افسردگی پس از زایمان میبایست تحت حمایت منابع گوناگون و در رأس آن خانواده قرار گیرند.
فرزین باقری شیخانگفشه، الناز صادقی چوکامی،
دوره ۲۹، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده
مقدمه: طی شیوع کووید-۱۹ با اینکه کادر درمانی بیمارستانها از بیماران مراقبت میکردند اما در اجتماع بهعنوان یک ناقل بیعلامت شناخته میشدند و مردم نسبت به آنها ترس و اضطراب داشتند. تا جایی که حتی خانوادههای کادر درمانی بیمارستانها نیز این انگ اجتماعی را تجربه کردند و بسیاری از افراد ارتباط خود را با آنها قطع و محدود کردند. علاوه بر انگی که کادر درمانی در دوران شیوع کووید-۱۹ از مردم دریافت میکردند، بسیاری از افراد نسبت به خود انگ داشتند و میترسیدند به عنوان یک ناقل بیعلامت سلامتی خانواده و اطرافیان خود را به خطر بیندازد. به همین دلیل سعی میکردند ارتباطات اجتماعی را محدود کنند و بیشتر در خانه و محل کار حضور داشته باشند. کادر درمانی بیمارستانها جزو اولین گروههایی که بودند که با این ویروس کشنده مقابله کردند و از سلامت جسمانی خود چشمپوشی کردند. بسیاری از پرستاران و پزشکان ساعات زیادی را بیدار مانند تا جان بیماران مبتلاء به کووید-۱۹ را نجات دهند. اما متأسفانه شاهد ترس و اجتناب مردم نسبت به کادر درمانی بیمارستانها بودیم که موجب افزایش فرسودگی شغلی و افسردگی در کادر درمانی شد. به همین منظور لازم است تدابیری در جهت انگزدایی اجتماعی کادر درمانی بیمارستانها توسط وزارت آموزش و بهداشت اتخاذ گردد.
حورا حبیبی، آرزو علایی، غلامحسین حسنی،
دوره ۳۰، شماره ۴ - ( ۴-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: شیوع گسترده افسردگی در جامعه یکی از بزرگترین مشکلات جوامع امروزی میباشد سلامت معنوی بر میزان افسردگی تاثیرگذار بوده و در بهبود کیفیت زندگی افراد نقش بسزایی دارد هدف از مطالعه حاضر بررسی میزان همبستگی سلامت معنوی و افسردگی در دانشجویان عمومی و دستیاران تخصصی دانشکده دندانپزشکی آزاد اسلامی تهران بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی ۱۶۶ نفر از دانشجویان ترم ۵ و بالاتر بهصورت سرشماری انتخاب شدند برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامههای دموگرافیک پرسشنامه سلامت معنوی پالوتزیان و الیسون و پرسشنامه افسردگی بک استفاده شد اطلاعات وارد نرم افزار آماری PASS نسخه ۱۱ شد و با استفاده از آزمونهای ANOVA و ضرایب همبستگی تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: ۱۶۶ نفر از دانشجویان به صورت سرشماری انتخاب و وارد مطالعه شدند از میان کلیه فاکتورهای مورد سنجش، وضعیت تاهل با سلامت معنوی رابطه مستقیم و معناداری داشت (۰/۰۲۲ P=) و سابقه بیماری جسمی روانی با سلامت معنوی رابطه معکوس و معناداری داشت (۰/۰۳۴ P=) وضعیت تحصیلی و سابقه بیماری جسمی روانی با افسردگی ارتباط آماری مستقیم و معناداری داشتند. ( ۰/۰۶۴ P= ،۰/۰۱۴ P=) افرادی که سابقه بیماری جسمی و روانی نداشتند و متاهل بودند سلامت معنوی بالاتر و افرادی که در ترمهای بالاتر تحصیل میکردند و سابقه بیماری جسمی و روانی داشتند افسردگی بیشتری داشتند. در نهایت سلامت معنوی و افسردگی رابطه معکوس و معناداری را نشان داد.
نتیجهگیری: مطالعه نتایج به دست آمده از دانشجویان و دستیاران تخصصی نشان میدهد همبستگی معکوس و معناداری میان سلامت معنوی و افسردگی وجود دارد.
نوشین فایضی، محمد نریمانی، سیف الله آقاجانی، سجاد بشرپور،
دوره ۳۰، شماره ۹ - ( ۹-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: شناسایی مؤلفههای مؤثر بر درمان و تدوین مدل التقاطی خانواده محور جامع و منعطف و سازگار با هر خانواده، ضروری بهنظر میرسد. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل التقاطی خانواده محور و مقایسه اثربخشی آن با درمان تعامل والد-کودک در بهبود رابطه والد- کودک کودکان مبتلا به اتیسم است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر کنترل متغیرها از نوع آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه مادران کودکان مبتلا به طیف اختلالات اتیسم در مرکز درمانی تهران اتیسم است که به روش نمونهگیری هدفمند ۳۶ نفر انتخاب و به صورت تصادفی جایگزینی در سه گروه برنامه تعامل والد-کودک (PCIT)، مدل التقاطی خانوادهمحور و گروه کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش از مقیاس رابطه والد- کودک پیانتا استفاده و برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل کوواریانس با نرمافزارSPSS version ۱۶ استفاده شد.
نتایج: نتایج این پژوهش نشان میدهد که بین میانگین متغیر روابط والد- کودک در گروه مدل التقاطی خانواده محور نسبت به برنامه تعامل والد-کودک (PCIT) و گروه کنترل تفاوت معنیداری وجود دارد بدین معنا که مدل التقاطی خانواده محور نسبت به برنامه تعامل والد-کودک (PCIT) در بهبود روابط والد- کودک در ابعاد صمیمیت و وابستگی اثربخشتر است ((F=۸۶,۴ P<۰,۰۰۱.
نتیجهگیری: در نتیجه میتوان مدل التقاطی خانواده محور را جایگزین مناسبتری برای انجام مداخلات روانشناختی برای بهبود رابطه والد- کودک در مادران کودکان اتیسم در نظر گرفت.
نسترن احمدی، محمدرضا محمدی، سید محمود صدربافقی، سیدمجتبی یاسینی اردکانی، مسعود میرزایی، زهرا هوشیاری، سید سلمان علوی، فاطمه ریسمانیان یزدی، مهلا زاهدی فرد، سید محسن عراقی، امیر هوشنگ مهرپرور،
دوره ۳۰، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: با توجه به تغییرات قابل توجه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سبک زندگی در ایران، طی دهههای گذشته و ارتباط بین وضعیت ناپایدار اجتماعی و اقتصادی و عوارض روانی، مطالعه در زمینه اختلالات روانپزشکی اهمیت و ضرورت پیدا کرده است. هدف از این مطالعه بررسی شیوع اختلالات روانپزشکی در کودکان و نوجوانان استان یزد بود.
روش بررسی: تعداد ۱۰۳۵ کودک و نوجوان ۶ تا ۱۸ ساله در استان یزد در یک مطالعه مقطعی در سال ۱۳۹۶ با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه اختلالات عاطفی و اسکیزوفرنیا برای کودکان در سنین مدرسه (۱۸-۶) سال (۶-۱۸) جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از رگرسیون لجستیک استفاده و نرمافزار SPSS version ۱۶ استفاده شد.
نتایج: ۴۴/۱ درصد از شرکت کنندگان پسر و ۵۵/۹ درصد دختر بودند. میانگین سنی شرکت کنندگان ۳/۹±۱۱/۳ سال بود. شیوع اختلالات روانپزشکی در کودکان و نوجوانان ۳۵/۵ درصد بود. در این میان، اختلالات اضطرابی بیشترین میزان شیوع (۲۲/۲%) و در بین اختلالات اضطرابی، اختلال اضطراب جدایی (۸/۷%) و اضطراب فراگیر (۸/۶%) بیشترین شیوع را داشتند. در کل اختلالات روانپزشکی بر اساس جنسیت تفاوت معنیداری وجود داشت که اختلال وسواس فکری-اجباری، شبادراری، تیک، اختلال کمبود توجه، بیش فعالی، اختلال نافرمانی مقابله ای، اختلال سلوک، اختلال مصرف دخانیات و صرع در پسران بیشتر مشهود بود. (p<۰/۰۵).
نتیجهگیری: میزان شیوع اختلالات روانپزشکی در جمعیت جوان یزد نسبتاً بالا است و به دلیل تأثیر آن بر عملکرد اجتماعی و فردی افراد، میتواند پیامدهای قابلتوجهی برای خدمات بهداشت روان داشته باشد.
مهدی شمالی احمدآبادی، سید معزالدین حیدری خورمیزی، محسن ذبیحی، قاسم دستجردی، زهرا موحدیان، عاطفه برخورداری احمدآبادی،
دوره ۳۱، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف اثربخشی درمان پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت با و بدون سرترالین بر افسردگی، استرس و اضطراب در بیماران سوءمصرف مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی با طرح پیشآزمون و پسآزمون است. ۴۰ نفر به روش نمونهگیری دواطلبانه انتخاب و پس از همتاسازی در دو گروه قرار گرفتند. گروه اول، پروتکل درمان پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت و گروه دوم، درمان ترکیبی پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت و سرترالین را در طول مدت مداخله (۲۸ روز) دریافت کردند. ارزیابی بیماران بر اساس پرسشنامه اضطراب-استرس-افسردگی (DASS-۲۱) انجام شد. دادهها با استفاد از نرمافزارversion ۱۶ SPSS آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و در سطح ۰/۰۵ تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: یافتههای پژوهش نشان داد هر دو روش مداخلهای بر افسردگی، استرس و اضطراب موثر بوده (۰/۰۱>p)، اما درمان ترکیبی درمان تلفیقی درمان پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت و سرترالین بیشترین تاثیر را بر متغیرهای وابسته داشته است (۰/۰۱>p).
نتیجهگیری: مداخله درمان پذیرش و تعهد غنیشده با شفقت در کنار درمان دارویی بر کاهش افسردگی، استرس و اضطراب در معتادان تحت درمان نگهدارنده با متادون موثر بوده و میتواند به عنوان روشی کارآمد در درمان اعتیاد در مورد استفاده قرار گیرد.
ولیاله اکبری، مصطفی واحدیان، پروین رحمتینژاد،
دوره ۳۱، شماره ۶ - ( ۶-۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه: خودجرحی بدون قصد خودکشی (NSSI)، شیوع بالایی در بین بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی دارد. از آنجایی که خودجرحی نقش مهمی را در درمان، پیشآگهی و نیز خطر خودکشی در افراد ایفا میکند ضرورت وجود یک ابزار مناسب برای ارزیابی ماهیت و کارکرد روانشناختی آن برجستهتر میشود. بنابراین هدف از این پژوهش، تعیین ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه خودجرحی اتاوا (OSI) در بیماران بستری بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه روانسنجی مبتنی بر روش تحلیلی بود. مطالعه روی ۳۱۰ نفر از بیماران مراجعهکننده به بیمارستان نکویی-هدایتی شهر قم که اقدام به خودجرحی کرده بوند، انجام شد. گروه نمونه به سوالات نسخه فارسی پرسشنامه خودجرحی اتاوا پاسخ دادند. دادهها با استفادهversion ۱۶ SPSS و روش های آماری آلفای کرونباخ، شاخص روایی محتوایی و نسبت روایی محتوایی مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد شاخص روایی محتوایی پرسشنامه در این مطالعه بالاتر از ۰/۷۵ و نسبت روایی محتوایی بالاتر از ۰/۷۹ بود. تاثیر گویه هر آیتم (به غیر از سوال ۱۰) بالاتر از ۱/۵ بود ؛ لذا روایی صوری پرسشنامه را تایید شد. ضریب آلفای کرونباخ ۰/۷۱ بهدست آمد. از دیگر یافته های پژوهش این بود که ۵۲ درصد از بیماران حداقل یک ویژگی اعتیادی را گزارش دادند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که نسخه فارسی پرسشنامه خودجرحی اتاوا از روایی (صوری و محتوایی) و نیز پایایی مطلوب در بین جمعیت بیماران بستری برخوردار است.
رضا کیانی، حمید جلالی فرد، رضا بیدکی،
دوره ۳۱، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مقدمه: تمارض یکی از تشخیصهای افتراقی در حوزه اختلالات طبی و خصوصاً در حیطه پزشکی قانونی میباشد. در این حالت فرد با انگیزههای بیرونی جهت کسب سود مالی، اجتناب از انجام وظایف اجتماعی یا شغلی، یک اختلال طبی یا روانپزشکی را تقلید مینماید. در برخی از موارد تشخیص یک وضعیت طبی یا روانشناختی از تمارض سخت و چالشبرانگیز میباشد. در این گزارش مورد، بیمار جوان با سابقه بستریهای متعدد، نقایص عصبی - تکاملی و ناتوانی ذهنی به دلیل پرخاشگری، خلق تحریکپذیر و انحراف گردن، تقاضای دریافت بایپریدن بهصورت تزریقی را داشت و جهت دریافت آن، عامدانه وضعیت دیستونی دادن به گردن را نشان داد. سعی ما بر این است که در مورد یکی از علائم عصبی روانی، که به دنبال آن بیمار درخواست تزریق دارویی را جهت برطرف نمودن آن علامت کرده است، بحث نماییم تا تشخیصهای به ذهن متبادر شده مثل عارضه دارویی، اختلال ساختگی و اختلال تبدیلی را از یکدیگر افتراق دهیم. از طرفی طی جستجوهای اخیر در متون مشابه قبلی، نتایج و پیشنهادات ضد و نقیضی ارائه گردیده است.
رضوان صدرمحمدی، سمیه حدادرنجبر، رضا بیدکی،
دوره ۳۲، شماره ۴ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده
مقدمه: خودکشی یک مشکل جدی و مهم در سلامت و بهداشت جامع محسوب میشود. هر سال تقریباً ۷۰۰ هزار نفر در سراسر دنیا جان خود را به واسطه خودکشی از دست میدهند که این آمار، از کشته شدگان جنگ بیشتر است. فوت فرد ناشی از خودکشی نه تنها از دست رفتن یک زندگی است بلکه موجب آسیبهای روانشناختی بر سایر اعضا خانواده و دوستان فرد نیز میشود. عوامل مهمی بر رفتار خودکشی تاثیرگذار است. تا حدی که تمام ۱۹۴ کشور عضو سازمان جهانی بهداشت، برنامه اقدام جامع سلامت روان ۲۰۲۰-۲۰۱۳ را امضا کردهاند که دولتها را موظف میکند مداخلات مبتنی بر شواهد را در جامعه برای پیشگیری از خودکشی در تمام مراحل زندگی اجرا کنند. علاوه بر آن متولیان سلامت روان جامعه به واسطه ارتباط مستقیم با افراد در پیشگیری رفتار خودکشی نقش بهسزا و مهمی دارند.
نتیجهگیری: بر اساس مطالعات اخیر، درمانهای تاثیرگذار و بر اساس شواهد بالینی در زمینههای روانشناسی و روانپزشکی برای نجات یک زندگی برای همکاران حوزه سلامت روان معرفی می گردد.